حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2662

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

نام داشتند و چند تن بودند . همينقدر ميدانيم ، كه سورنا رئيس خانوادهء سورن - پهلو سپهسالار كل قشون بود و او هم در موقع تاجگذارى تاج بر شاه ميگذاشت ، نيز معلوم است رجال و اعيانى بودند ، كه در مجلس شيوخ ( سناى روميها ) عضويّت داشتند . بيش از اين هرچه گفته شود ، مبتنى بر مدركى نخواهد بود ، ولى ميتوان حدسى نزديك بحقيقت زد ، كه روىهمرفته ، ادارات دولت اشكانى ، مانند ادارات دولت هخامنشى و سلوكى بوده ، يعنى شاه كسى را ، كه طرف اعتمادش واقع ميشد ، به خود نزديك ميداشت ، مانند وزير اعظم قرون بعد ، كارها را به او رجوع ميكرد و او هم كاركنان دولت را به نظر خود ، با تصويب شاه انتخاب كرده ، هر رشته‌اى را به كسى ميسپرد و اينها با دستور و در تحت نظر وزير اعظم كار ميكردند . امّا اينكه رشته‌هاى امور دولت كدام‌ها بود ، نميتوان چيزى گفت ، برحسب طبيعت ، امور ميبايست اين ادارات وجود داشته باشد : دفترخانه سلطنتى - اداره جنگ - اسلحه‌خانه - ماليّه يا خزانه - چاپارخانه‌ها - ضرّابخانه‌ها - رياست تجار و كسبه و اداره گمركات . در باب امور خارجه فقط از روابطى ، كه اشكانيان با روميها داشتند اطّلاعاتى بدست ميآيد ، اين اطّلاعات هم در ضمن تاريخ پارت گفته شده . خلاصه آنكه ، شاهان اشكانى در موقع جلوس قياصرهء روم سفارتى براى تبريك و تهنيت بروم ميفرستادند و اگر در امرى مذاكره با خود قيصر مقتضى بود ، سفير مخصوصى بروم ميرفت و نامه را داده ، در صورت لزوم توضيحاتى ميداد ، ولى مجاز نبود چيزى بر مفاد نامه بيفزايد يا از آن بكاهد . وقتى كه سفيرى از خارجه بدربار اشكانى ميآمد ، سعى داشتند ، كه او را با آسايش از سرحدّ بپاىتخت برسانند و باز بسرحدّ مراجعت دهند ، سفير را خوب پذيرفته محترم ميداشتند ، ولى در تاريخ پارت كمتر ذكرى از ورود سفير خارجه بدربار دولت اشكانى شده . با سفرائى ، كه براى تهنيت بروم ميرفتند هدايائى ميفرستادند و دولت روم هم هدايائى براى شاه اشكانى ميفرستاد . زبان مذاكره زبان يونانى بود ، ولى در اواخر دوره پارتى زبان رومى بيشتر استعمال